ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

161

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به او گفتند كه افطار كند ولى او نپذيرفت و گفت : « من با پروردگار خود روبرو نخواهم شد مگر اينكه روزه باشم . » او در همان روز درگذشت . خدا رحمتش كند . پس از كشته شدن او شايعاتى رواج يافت . برخى مىگفتند باطنيان شام چون از او ميترسيدند ، او را بقتل رساندند . عده‌اى نيز مىگفتند طغتكين ازو بيمناك بود . لذا كسى را بر آن داشت كه خونش را بريزد . امير مودود مردى خير خواه و دادگستر بود و كارهاى نيك بسيار ميكرد . پدرم تعريف كرد و گفت : پس از كشته شدن مودود ، پادشاه فرنگيان به طغتكين نامه‌اى نوشت كه قسمتى از آن چنين است : « وقتى كه امتى پيشواى خود را در روز عيد ، در خانهء خداى خود بكشد ، نزد خداوند مسلم است كه چنين ملتى را منقرض خواهد كرد . » اسلحه و خزائن امير مودود تسليم تميرك حاكم سنجار ، شد و او نيز همه را نزد سلطان محمد برد و تقديم كرد . جنازهء مودود نيز در دمشق - در آرامگاه دقاق [ ( 1 ) ] ، فرمانرواى پيشين دمشق به خاك سپرده شد . بعد ، آن را به بغداد بردند و در جوار آرامگاه ابو حنيفه مدفون ساختند . سپس آن را به اصفهان حمل كردند .

--> [ ( 1 ) ] - دقاق ( بضم دال ) : دقاق ابن تتش بن الب ارسلان سلجوقى است . مكنى به ابو نصر و ملقب به شمس الملوك از سلاجقه شام است . او بسال 488 هجرى قمرى پس از وفات پدرش در دمشق به سلطنت نشست و در هيجدهم رمضان سال 492 هجرى قمرى درگذشت . و گويند مادرش او را با انگور زهر آلود هلاك نمود ( از دائرة المعارف فارسى و طبقات سلاطين اسلام لين پول ) و رجوع به تاريخ ابن خلكان شود . ( لغتنامه دهخدا )